نان و گل‌های سرخ

نان و گُل‌های سرخ

جُستارهایی از جنبشِ دمکراتیکِ زنان در اروپا
به همراه زیست‌نامه ده‌ها تن از کنشگران رهایی زنان

نگارنده و برگرداننده: میم. الف. کاوه‌مهر

چاپ اول، تابستان ۱۳۹۶
شابک: ۶-۲-۹۸۱۶۵۸۰-۳-۹۷۸


زنان ایران به راستی یکی از بزرگ‌ترین زیان دیدگانِ شکستِ انقلابِ بهمن 1357خورشیدی هستند. تعرض گسترده و همه‌سویه به دستاوردهای نیم بند جنبش زنان ایران، از همان نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب بهمن، انقلابی که از جمله با شرکت میلیون‌ها زن ایرانی به پیروزی رسیده بود، به گونه‌ای سامان‌مند، آغاز شد.

نیروهای برآمده از انقلاب و پیش از همه کاربدستانِ نوستیزِ آن، که به یک باره به چنان جایگاه و بارگاهی رسیده بودند که آن را در بهترین رویا‌های خود نیز نمی‌دیدند، به تکاپو افتادند تا نظرهای واپس‌گرایانۀ خویش را، بر جامعه و زنان ایران تحمیل کنند. آنان که پس از انقلاب مشروطیت، ده‌ها سال درانتظارِ چنین هنگام و هنگامه‎ای بودند، قانون‌های زن‌ستیزانه را، یکی پس از دیگری به تصویب رساندند و تلاش کردند با گسیلِ نیروهای فشار و فالانژ، به زندگی خصوصیِ مردم و عمومیِ جامعه، به تضییق‌ها، به ویژه علیه حقوق زنان، جلوه‌ای عادی و روزمره بخشند.

«انقلاب‌ها لوکوموتیو تاریخند» این گفتۀ نغز کارل مارکس درکتاب «پیکارهای طبقاتی در فرانسه در سال‌های 1848 – 1850» است که در آن به بررسی انقلاب 1848 فرانسه می‌پردازد. روند تکامل جامعۀ بشری در کلیت خود فرآیندی پیش‌رونده، اما در فراگشت خود پراز تضاریس، زیگزاگ‌ها و گاه روندهای متعاکس است. انقلاب کبیر فرانسه که انفجارش، جهانی را متاثر کرد، شوربختانه پس از کوتاه زمانی، زنان را بر اساس «قانون»، به انسان‌های درجه دو فرو‌کاست و در فرآیند تکاملی خود به استبدادِ مطلق انجامید. زنان به رغم مبارزه و پرداخت هزینه‌های سنگین برای پیروزی انقلاب، از بزرگترین بازندگان انقلاب کبیر فرانسه بودند.

انقلاب‌های اجتماعی به خواست این یا آن شخص و این یا آن حزب و دسته روی نمی‌دهند. همان گونه که نمی‌توان به میل آنان از بروز آن‌ها جلوگیری کرد. انقلاب‌ها بر اساس دیالکتیک درونی خود رخ می‌دهند و ساخته و پرداختۀ زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی خویشند. انقلاب بهمن 1357 ایران نیز از این گونه است.

تجربه انقلاب بهمن درایران اما درسی است گران، برای نیروهای پیشرو و مدافع حقوق زنان، مبنی بر آن که اهمیتِ مسئله زنان نمی‌تواند و نباید تابعی از متغیّرهای دیگر باشد. تجربه به ما می‌آموزد، هر آن گاه که روند دگرگونی‌ها با خواست‌ها و حقوق زنان، زاویه پیدا کرد، باید دانست که پویۀ تحولات اجتماعی در راستای درست و پیش‌روندۀ آن حرکت نمی‌کند.

کارل مارکس در نامه‌ای در تاریخ 12 دسامبر 1868 به لودویگ کوگلمن (Ludwig Kugelmann) به روشنی متذکر می‌شود که: «هر آن کس که کمی از تاریخ می‌داند، این را هم می‌داند که دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی بدون آنزیم زنانه غیرممکن است. پیشرفت اجتماعی دقیقا با جایگاه اجتماعی جنس زیبا، قابل سنجش و اندازه گیری است.»

حرکت در راه برآورده ساختن خواست زنان یا دور شدن از آن، باید همانند ایندیکاتوری برای سنجشِ درستی راستای دگرگونی‌های اجتماعی عمل کند. چگونه می‌توان از نیروها و حکومتی که در جهت خلاف خواست‌های نیمی از اهالی کشور قدم برمی‌دارد و حقوق انسانی آن‌ها را به شکل «قانونی» و عملی پایمال می‌کند، امید برداشتن گام‌هایی جدی در جهت اعتلای کشور، آزادی، آبادی و عدالت اجتماعی را داشت؟ مگر جز آن است که پیشرفت زنان، پیشرفت کل جامعه است؟

هر اندازه مسیر پیشرفت اجتماعی، برای جامعۀ بشری پردرد، خون بار و دشوار بوده است، این فرآیند برای زنان به مراتب خون بار و پرهزینه‌تر بوده است. راهِ مبارزۀ زنان در جامعه‌های طبقاتی در اروپا نیز، از این

قاعده مستثنا نبوده، از راه‌های سنگلاخ و پر خم و پیچی گذرکرده است. گئورگ سانتایانا (Georg Santayana) نویسنده و فیلسوفِ اسپانیایی‌تبارِ آمریکایی، می‌گوید: «اگر انسان نتواند گذشته‌اش را بیاد آورد، محکوم است تا آن را تکرار کند.» و به راستی «تکرار تاریخ»، هرچند به صورت «کُمدی» آن، از دردناکی آن هرگز نخواهد کاست.

هدف از نگارش این کتاب، آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان با تاریخچه و مبارزۀ جنبش دمکراتیک زنان در اروپاست. جستارهای پیش روی به تبیین دگرگونی‌ها و مبارزۀ زنان در اروپا، در شرایط زمانی ومکانی ویژه و مشخص می‌پردازند. روشن است که نمی‌توان از آن‌ها الگوبرداری کرد یا انتظار آن را داشت که فراگشت‌های رخ داده در اروپا، به همان گونه نیز در کشور ما رخ دهند. از سوی دیگر اما می‌توان در کنار همۀ ویژگی‌های محلی و معین تحولات انقلابی در اروپا، قانون‌های عامِ تکامل جامعه بشری را در این کشورها باز یافت و آن‌ها را در روندِ پیش‌بردِ مبارزه برای دگرگونی‌های نوین، در کشورمان ایران، درنظر گرفت. افزون بر آن، می‌توان از پراتیک‌های انجام شده، از تاکتیک‌ها و ترفند‌های عملی زنان در اروپا و هم‌چنین از پیروزی‌های راه گشا و شکست‌های تلخِ آنان، به سود پیشبردِ فرآیندِ دگرگونی‌ها در کشورمان، درس و ایده گرفت.

این کتاب حاصل ماه‌ها و شاید بتوان گفت سال‌ها دغدغۀ فکری نگارنده است. نگارنده امیدوار است و تلاش کرده است که این نوشتار بتواند اطلاعاتی جدید را، همراه با تلنگرهای فکری در اختیار خوانندگان، به ویژه کنشگران مسئله رهایی زنان و هم چنین جوانان قرار دهد. هر چند، نگارنده نیک می‌داند، این نوشتار به یقین خالی از لغزش‌ها و گاه استنتاج‌های اشتباه از سوی او نیست. از همین روی نقد این کتاب، از سوی کنشگران و علاقمندان به مسئله زنان، به بارورتر شدن این گفتمان، کمکی بزرگ و شایستۀ احترام خواهد کرد.

 

نمونه‌ای از صفحه‌های داخلی کتاب (بصورت PDF)