نفت، خون، دیکتاتوری

نویسنده: دکتر ماشاالله ورقا

چاپ سوم، تابستان ۱۳۹۲
شابک: ۲-۰-۹۸۱۶۵۸۰-۳-۹۷۸


با گذشت نزدیک به پنجاه سال از زمان فروپاشی سازمان افسران همیارِ حزب تودهٔ ایران، انگیزه‌های گوناگون نگارنده را بر آن داشت تا بخشی از آگاهی‌های خود را بنویسد. نوشته بر دیده‌ها، دانسته‌ها و کارهای نویسنده این دفتر و حقایق زندگی و سرنوشت شماری از افسران به خون خفته و رنج زندان‌های ابد و درازمدت کشیده و کسانی که از مرگ و زندان گریخته و موفق به مهاجرت شدند استوار می‌باشد.
جهان هستی به‏رغم تضادهای نهان و آشکار بر قانونمندی و هماهنگی‌ها استوار است و هر پدیده و جنبشی هم که به ظاهر ناگاه و ناهماهنگ جلوه‌گر شود خود داده‌ای از قانونمندی فراگیر و دگرگون شوند گیتی و پویایی زندگانی اجتماعی می‌باشد.

انسان در درازای تاریخ راه پُرشکنجه و امیدی را پیموده و ناهمواری‌های شخصی و اجتماعی فراوانی را از سر گذرانیده است. بدین‌سان با همه سو نگریستن، اندیشیدن و تجربه آموختن به دانسته‌های پرشماری رسیده و از گوهر خرد نسبی بهره‌مند گردیده. در پهنهٴ جهان و در طول تاریخ جنبش‌ها و برپاخیزی‌های گوناگونی پدیدار گشته که پیروز و یا درهم شکسته شده‌اند. همه این تلاش‌های درست و نادرست، به هنگام یا زودرس و همهٴ خودگذشتگی‌ها و جانبازی‌های انسان‌های سرشناس و گمنام خمیرمایه و پایهٴ رهایی، آزادی، آبادی و بهروزی نسبی نسل‌های پس از آنان شده است.

در این نوشته به گوشه‌هایی از تلاش و کوشش و مبارزه و رنج و شکنجه و بردباری مردان از خودگذشته‌ای که به باور خود، پا در راه زدودن خودکامگی و گشودن راه آزادی و بهروزی تودهٴ مردم نهاده بودند اشاره خواهد شد.

در دوران مورد بررسی نیروهای پیشرو و مبارز، راه رسیدن به آزادی‌های سیاسی-اجتماعی و استقلال اقتصاد کشور را در بازداشتن شاه و دربار از خودکامگی و دخالت‌های فراقانونی در امور کشور، یا کوشش برای سست کردن پایه‌های سلطنت و در نهایت امر سرنگونی رژیمی که با استعمار و سرمایه‌داری جهانی پیوند داشت می‌دیدند.
برپایی جامعهٴ مردم‌سالارانه و دستیابی به آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و دیگر خواست‌های ملّی-مردمی در گرو فراهم‌سازی پیش‌شرط‌های اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی آن می‌باشد. آموختن، پذیرش و باور به فرهنگ آزادی و کوشش در راه گسترش و عمل کردن بدان از سوی سیاستمداران، مبارزان و توده‌های وسیع مردم از ضروریات برپایی جامعه آزاد و آباد می‌باشد. فرهنگ آزادی باید هم‌چون باور درونی انسان در دل‌ها جای گیرد تا نظام مردم‌سالارانه توان پیروزی یابد.

در جهان امروز شاهد این هستیم که دولت‌های استبدادی می‌آیند و می‌روند و با فروریزی دولتی، حکومتی خودکامه و انحصارطلب دیگری با چندوچون و نام و عنوان تازه‌ای جانشین شیوهٴ استبدادی پیشین می‌گردد. برپایهٴ چنین تجربه‌های تکراری می‌توان گفت که برای پیروزی نظام مردم‌سالارانه، جامعه نه تنها نیازمند پایه‌ریزی زیربنای پیشرفته اقتصادی-اجتماعی می‌باشد بلکه آگاهی توده‌های وسیع مردم از اصول آزادی، حقوق انسانی و وظایف شهروندی و به کوتاه سخن باور به شکوفایی و پرباری فرهنگ آزادی از پیش‌شرط‌های ناگزیر راه دراز و پرخم و پیچ پیروزی به شمار می‌رود.

چون رویدادهای اجتماعی همانند آبی که از جویبار تاریخ می‌گذرد لغزان و دگرگون شونده بوده و جریان آن به صورت پیشین تکرار نمی‌شود، بدین‏روی آگاهی از چندوچونِ بوده‌ها و گذشته‌ها وابسته به نوشته‌ها و اسنادی می‌گردد که برجای مانده. امّا انبوهی از نوشته‌ها چنانچه یک‌جانبه و آمیخته با خیال‌پردازی و داستان‌سرایی نباشند، خواه‌ناخواه نمی‌توانند گویای چندوچون همه آنچه که رخ داده به شمار آیند. بدین‏روی بجا است آنان که گواه و درگیر رخدادهای اجتماعی بوده‌اند گوشه‌هایی از آنچه را که دیده‌اند و می‌دانند به یادگار گذارند تا این نوشته‌ها خشتی از بنای رویدادها و واقعیت‌های گذشته گردند.

هرچند رُویه و نمای برونی رخدادها دیدنی هستند و بازگویی آنها، به‏رغم گونه‌گون بودن دیدها و دیدگاه‌ها چندان دشوار نیست، امّا از آنجا که رویدادهای اجتماعی دارای درون‌مایه و انگیزه‌های پیچیده و پرخم و تاب عینی و ذهنی در شرایط پر تضاد و غالباً پوشیده اجتماعی می‌باشند، سخن آن راویان و نویسندگانی می‌تواند به واقعیت نزدیک‌تر باشد که با درون‌مایه حوادث آشنا بوده و هنگام نگارش از راه راستی پا فرا ننهند.
به گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست

شیوهٴ اندیشه، باور، گفتار و نوشتهٴ مردمان وابسته به سرشت و توانایی‌ها، چندوچون دیده‌ها، شنیده‌ها، خوانده‌ها، آموخته‌ها، تجربه‌ها و جایگاه زیست و شرایط طبقاتی- اجتماعی می‌باشد. هرکس مایل به دانستن و درست اندیشیدن است. امّا زمینهٴ کسب اطلاعات و امکان آگاهی از حقیقت‌ها برای همه یکسان نیست. کمبود، کژی و یک‌سویه بودن آگاهی‌ها به دلایل سیاسی- اجتماعی- امنیتی و غیره به گوناگون شدن نظرها و باورها می‌پیوندد و این خود زمینه‌ساز «جنگ هفتاد و دو ملت» می‌گردد.

گذشته‌های تاریخی می‌آموزد که برای کاستن از چند دستگی‌ها پرهیز از پیکارهای نافرجام گروهی به‌ویژه در دوران تلاش در راه رسیدن به جامعه مردم‌سالارانه، بایسته است تا با حفظ بینش‌های شخصی و اجتماعی، با ژرف‌اندیشی و همه‌سونگری، خردمندانه به ارزیابی و راه‌گشایی برخاست و از تنش و جدایی در میان نیروهای پیشرو کاست. پس از پیروزی دست‌جمعی، مردم رها شده از زندان خودکامگی خواهند توانست تا در جامعهٴ نوین از میان احزاب و گروه‌ها، آزادانه نمایندگان خود را برای اداره کشور برگزینند.

آزاداندیشان حقیقت‌جو که خواهان پویایی و دگرگونی‌های نیک‌فرجام اجتماعی می‌باشند از خواندن و دانستن بینش‌های علمی تا باورهای سست‌پایه دیگران و آشنایی با برنامه و راهکارهای پیشنهادی دگراندیشان روی‌گردان نمی‌باشند. درحالی‏که خشک‌اندیشان و تعصب‌گرایان معتقدات خود را یکتا، بی‌همتا، درست و جاویدان می‌پندارند و گوش هوش برای شنیدن سخن دیگران ندارند، شنیدن گفته‌های دیگران و خواندن نوشته دگراندیشان به معنای موافقت با آنان به شمار نمی‌رود، بلکه نموداری از پذیرش اصل آزادی عقیده و بیان برای همگان خواهد بود.

اندیشه و گفتار گویای هستی، بودن و زندگانی انسان است. هنرمندان و نویسندگان پیام‌آور زیبایی و لطف و صفای جهان و تضادهای نیک و بد نهفته در آن می‌باشند. نگارنده این دفتر نه نویسنده حرفه‌ای است و نه هنرمند و ادیب. بدین‎روی نوشته بیان سادهٴ دیده‌ها، کرده‌ها، و دانسته‌هایی از دوران کوتاهی از خودکامگی چیره بر ایران زمین می‌باشد.

در نوشته با این گمان که بخشی از رویدادهای پنجاه سال پیش، برای جوانان چندان شناخته نیست، اندک اشاره‌های روشن کننده‌ای افزوده شده. در مواردی نیز به خاطر پیوسته بودن موضوع، از نظم زمان و مکان انحراف‌هایی حاصل گردیده. علت تکرار برخی مطالب اهمیت موضوع یا پیوستگی سخن و نیز دراز بودن دوران نگارش همین دفتر کوتاه می‌باشد.

نوشته به‏رغم اینکه با بیان عاطفی و دیدگاه اجتماعی نویسنده آمیخته است، چون در نگارش آن کوشش شده دیده‌ها و دانسته‌ها بدون کم و زیاد آن‌چنان که بوده بیان گردد. امید می‌رود تا با همه کمبودها مورد نقد و نظر قرار گیرد.

(از پیشگفتار کتاب)

 

نمونه‌ای از صفحه‌های داخلی کتاب (بصورت PDF)